الفيض الكاشاني
325
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شايسته نيست بدون عذر و مانعى خود را از وفاى به وعده معذور بدارد . از پيامبر ( ص ) روايت شده كه به ابو الهيثم بن تيهان غلامى وعده داده بود . پس سه اسير آوردند و پيامبر دو اسير را بخشيد و يك اسير باقى ماند . دخترش فاطمه ( ع ) نزد پدر آمد و از او غلامى خواست در حالى كه عرض مىكرد : اى رسول خدا آيا اثر دستاس را در دستم نمىبينى ؟ پيامبر ( ص ) وعدهاى را كه به ابو الهيثم داده بود به يادآورد و مىفرمود : با وعدهاى كه به ابو الهيثم دادهام چه كنم . پس او را بر فاطمه ( ع ) ترجيح داد ، چرا كه قبلا به او وعده داده بود ، با اين كه فاطمه ( ع ) با دست ناتوان خود دستاس مىچرخاند . « 177 » پيامبر ( ص ) در قبا نشسته بود و غنايم هوازن را كه در حنين شكست خورده بودند تقسيم مىكرد . مردى خدمت پيامبر ايستاد و عرض كرد : اى رسول خدا من با شما وعدهاى داشتم . حضرت فرمود : راست مىگويى هر حكمى كه خواهى صادر كن آن مرد گفت : به هشتاد ميش و شبان آنها حكم مىدهم . حضرت فرمود : مال تو باشد ولى كم حكم دادى . زنى كه همنشين موسى بود و او را به استخوانهاى يوسف ( قبر او ) راهنمايى كرد دورانديشتر و حكمش قاطعتر از تو بود ، آنگاه كه موسى او را داور قرار داد ، پس آن زن گفت : حكم من اين است كه مرا به حال جوانى برگردانى و با تو وارد بهشت شوم ، گويند مردم جكم مرد مذكور را پست شمردند تا آنجا كه به صورت ضرب المثل در آمده و مىگويند : بخيلتر از صاحب هشتاد ميش و شبان آنها . « 178 » پيامبر ( ص ) فرمود : « خلف وعده اين نيست كه مردى به مردى وعده دهد و نيتّش آن است كه وفا كند . » و در عبارت ديگرى است ؛ : « هر گاه مرد به برادرش وعده دهد و نيّت وفا كردن داشته باشد ولى نتواند وفا كند ، گناهى بر او نيست . « 179 »
--> ( 177 ) در هيچ مأخذى بر تمام اين حديث دست نيافتم . ( 178 ) اين حديث را حاكم در مستدرك با كمى اختلاف روايت كرده ، ج 2 ، ص 570 ، و گفته است سندهايش صحيح است ولى در صحّت سندهايش اشكال است . ( 179 ) اين حديث را ابو داود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 595 روايت كرده است